X
تبلیغات
چهره بلاگ
یکشنبه 19 تیر‌ماه سال 1390

بررسی تحلیلی نقش ارگانهای فرهنگی در ایجاد و گسترش بی حجابی

این فرهنگ مظلوم

یکم- در اینکه حجاب به بزرگترین معضل و مشکل کشور، و دغدغه اصلی مردم و مسئولین تبدیل شده و باید هرچه سریعتر فکری اساسی برای آن کرد شکی نیست. کار به جایی رسیده که مقام معظم رهبری عرصه فرهنگ را میدان جهاد می خوانند، به معنای بهتر اینکه امام امت حکم جهاد صادر می کند در عرصه فرهنگ.

موضوعی که در این بین باید به آن توجه شود این است که قبل از هر اقدامی باید علل و عوامل بروز چنین معضلی به درستی روشن شود یعنی مسئولین فرهنگی کشور قبل از دادن هر طرح و ایده ای برای جلوگیری از حادتر شدن موضوع و شیوع بیشتر بی حجابی در کشور باید این مسئله برایشان روشن شود که در سی ساله بعد از انقلاب چه کارهای نادرست و چه کوتاهی هایی در زمینه فرهنگ صورت گرفته که کار به اینجا کشیده چون هر اقدامی بدون ریشه یابی اتفاقات قبلی نتیجه ای جز حادتر کردن اوضاع و دامن زدن بیشتر به بحران نخواهد داشت.

به معنای بهتر نتیجه ی ریشه یابی نکردن مشکلات وهمچنین عملکردهای عجولانه این میشود که به عنوان مثال رئیس جمهور کشورمان برای جلوگیری از ترویج فحشا دم از کار فرهنگی می زند و همزمان با این ستارگان سینمایمان در فیلم های روی پرده بدترین نوع حجاب را حتی میان بدحجاب ترین شهروندان تهرانی دارند! و انتظار داریم با این عملکرد وزارت ارشاد حجاب به جای بدتر شدن بهتر هم بشود. و یا اینکه درست در همین زمان طرح گشت ارشاد توسط نیروی انتظامی اجرا می شود، و انتظار داریم بدون آماده سازی کوچکترین بستر فرهنگی، با یک طرح مقطعی و با گرفتن چند تعهد وضعیت پوشش مردم درست شود. یعنی بعد از مدت ها هنوز به این نتیجه نرسیده ایم  که با برخورد قهری صرف و بدون برداشتن حتی کوچکترین قدم در جهت اقناع مردم نمی شود مشکلی را حل کرد. این بدین معناست که باید برای حل مشکل ابتدا علل و عوامل آن را پیدا کرد سپس طرحی جامع داد که تمام ارگانها نیز موظف به اجرای آن باشند نه اینکه هر کسی ساز خودش را بزند و طرح خودش را اجرا کند.

دوم- برای بهتر روشن شدن موضوع و بررسی چرایی ضعف ها و مشکلات سیستم فرهنگی کشور باید ابتدا به این سوال پاسخ دهیم که اصلا وظایف ارگانهای فرهنگی کشورمان چیست؟و سپس جواب این پرسش را پیدا کنیم که اصولا مراجع فرهنگ ساز در کشور چه دستگاه هایی هستند آیا مسائل فرهنگی را فقط مرتبط با وزارت ارشاد و صدا و سیما می دانیم یا سازمانها و دستگاه های دیگری نیز در فرهنگ سازی نقش بازی می کنند و تاثیر گذار هستند.

سوال اول: وظایف ارگانهای فرهنگ ساز کشور چیست؟

سیاست های فرهنگی در کشور ما برخلاف بسیاری از جوامع دیگر باید در نسبت میان ما و مقوله ای تعریف شود به نام؛ تهاجم فرهنگی. به معنای بهتر سیاست های ما در وهله ی اول باید «تدافع فرهنگی» باشد تا دچار استحاله و مسخ فرهنگی نشویم، سپس و در مرحله بعدی وقتی توانستیم تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمن را خنثی کنیم و اجازه پیشروی به وی را در مرزهای فرهنگی کشور ندهیم باید در فکر صادر کردن و ترویج آرمانهای نظام و انقلاب باشیم به جوامع دیگر.

حال برای بهتر روشن شدن موضوع و پیدا کردن علل ضعف سیستم فرهنگیمان باید ابتدا تهاجم فرهنگی را تعریف کنیم و سپس بیبینیم مسئولان فرهنگیمان در این سه دهه چه کارهایی نکردند که اوضاع جامعه به چنین وضع وخیمی رسیده.

تهاجم فرهنگی یعنی چه؟

تهاجم فرهنگی حرکتی است مرموزانه و حساب شده همراه با برنامه ریزی دقیق و با استفاده از شیوه ها و ابزار و امکانات متعدد، برای سست کردن باورها،دگرگونی ارزشها ،انحراف اندیشه ها و تغییر و تبدیل آداب سنن و نابودی اصول اخلاقی حاکم بر یک جامعه .

به عبارت بهتر تهاجم فرهنگی عبارت است از پوچ و تهی کردن تفکر وذهنیت وفرهنگ وتمدن ملی واصیل یک جامعه وتضعیف شخصیت انسانی افراد آن و تحمیل اصول فکری وفرهنگ کشور مهاجم به جای آن، واین جز با از دست دادن خویشتن و از دست دادن پایه های فکری و اخلاقی اصیل وملی صورت نمی گیرد.

برای تهاجم فرهنگی ابزار مختلفی و جود دارد از رسانه های مختلف مثل شبکه های ماهواره ای و نشریات و سایت های اینترنتی بگیر تا حتی بعضی از اسباب بازیهای کودکان مثل عروسک باربی. یعنی تهاجم فرهنگی لزوما تنها از طریق شبکه های تلویزیونی صورت نمی گیرد، در تهاجم فرهنگی از هر وسیله و روشی می شود استفاده کرد، ولی تنها نقطه مشترکشان این است که همگی نقطه تاثیرگذاریشان فرهنگ مخاطب است یعنی حتی عروسک باربی هم طراحی شده است برای تغییر فرهنگ کودکان.

این توضیحات را دادم تا برسم به اینجا که یکی از مهمترین روشهای تهاجم فرهنگی غرب اللخصوص آمریکا نسبت به کشورهای شرقی اللخصوص ایران ایجاد و گسترش فساد و بی بندو باری است. یعنی بی ارزش کردن حجاب، یعنی ترویج روابط آزاد میان دختر وپسر، یعنی ریختن قبح طلاق در خانواده ها، یعنی عادی جلوه دادن خیانت شوهر به همسر و بالعکس. وهمه ی اینها را با ابزاری انجام می دهد به اسم رسانه، به عنوان مثال شبکه فارسی وان که چند وقتی است از افتتاح آن می گذرد در ظاهر شاید شبکه ای باشد که 24 ساعته فیلم و سریال به زبان فارسی پخش می کند برای خانواده های ایرانی، ولی در پس ماجرا و در لایه های زیرین با همین سریال ها روابط آزاد همسران را با افراد مختلف رواج می دهد و قبح پوشیدن لباس های نیمه عریان در خانواده ها را می ریزد و.... و یا دی وی دی فیلم های هالیوود که گاهی اوقات حتی یک روز پس از اکران در آمریکا در میدان انقلاب با زیرنویس فارسی یافت می شود و قس علی هذا.

در باب تهاجم فرهنگی غرب و ریزه کاریهایش و همچنین مصداق هایش می شود مقاله ها نوشت و ساعت ها صحبت کرد ولی چون قصد در این مطلب بیان کوتاهی ها و ضعف های سیستم فرهنگی خومان است به همین چند نکته بسنده میکنم زیرا  با همین نکات کلی و مثال های بالا هم می توان وظیفه ی دستگاه های فرهنگی کشور را بیان کرد و به نقد آن پرداخت. پس اکنون باید به این سوال پاسخ دهیم که  « وظایف ارگانهای فرهنگ ساز کشور چیست؟».

گفتیم رسانه های غربی با سرمایه گذاری بسیار بر ترویج بی بند و باری و فحشا، قصد دارند کانون خانواده را در کشورهایی مثل ایران متلاشی کنند خوب در این وضعیت واضح و بدیهی است که مسئولان فرهنگی کشور باید با ساخت برنامه های مختلف در صدا و سیما و  فیلم های سینمایی در وزارت ارشاد و همچنین با انتشار مقالات و تحلیل های مختلف در رسانه های کاغذی مانند مطبوعات به روشنگری در زمینه تهاجم فرهنگی دشمن و همچنین به تبلیغ آرمانهای نظام و انقلاب بپردازند به معنای بهتر باید به عنوان مثال با ساخت سریال هایی در ترویج حجاب و مذمت روابط آزاد دختران و پسران توطئه های رسانه های غربی را خنثی کنند و حتی معیارها و استانداردهای جامعه را در زمینه های گوناگون مثلا حجاب و عفاف بالاتر برند. اما سوال اساسی و نکته ی اصلی اینجاست که آیا مسئولان فرهنگی و اللخصوص رسانه ملی و وزارت ارشاد به عنوان بارزترین و تاثیرگذارترین فرهنگ سازان این مملکت به وظیفه ی خود عمل کرده اند یا خیر ؟ آیا مسئولان صدا و سیما با کوتاهی ها و بی تدبیری های خود در رشد و شیوع معضلی مثل بی حجابی مقصر نیستند؟

سوال دوم: رسانه ملی و وزارت فرهنگ به عنوان نمونه ای از ارگانهای فرهنگی به وظیفه ی خود عمل کرده اند یا خیر؟

الف.تلویزیون: جواب این سوال خیلی هم سخت نیست کافیست حافظه تاریخی خود را کمی مرور کنیم و سریال هایی که در سه دهه پس از انقلاب به خصوص در چند سال اخیر توسط رسانه ملی تولید و پخش شده است را  به یاد بیاوریم، در این سریال ها چند شخصیت چادری و با حجابِ تاثیرگذار و جذاب پیدا می کنیم(جذاب و تاثیرگذار از نظر وجوه دراماتیک و شخصیت پردازی) اصلا بهتر است این سوال را بپرسیم که چند درصد شخصیت های سریال های تلویزیونی از پوشش مناسب فرهنگ ایرانی استفاده می کنند؟

اصلا مسئولان فرهنگی ما چقدر دغدغه ی این را داشته اند که با خلق شخصیت هایی جذاب و کاریزماتیک، الگوهایی مناسب و واجد تمام معیارهای دینی و ملی خودمان به مخاطبان جوان و نوجوان عرضه کنند؟ اصلا مسئولین رسانه ملی از میزان نفوذ و تاثیرگذاری مدیومی به نام تلویزیون باخبرند؟

مثالی می آورم تا میزان تاثیر گذاری رسانه ای مثل تلویزیون بهتر روشن شود. معروف است که زمانی در غرب(درست نمیدانم آمریکا یا....) در بین دانش آموزان سنین ابتدایی بیماری کمبود آهن خون رواج پیدا می کند و مسئولان بعد از کلی بحث و تبادل نظر برای حل این مشکل کارتون «ملوان زبل» را می سازند و از تلویزیون پخش می کنند، نتیجه اش چه می شود؟ اینکه تمام بچه هایی که با بیماری کمبود آهن مواجه بودند انقدر اسفناج می خورند که حتی قبل از اینکه خودشان به بیماریشان پی ببرند کاملا مداوا می شوند و بعد از مدت کوتاهی این بیماری از آن کشور بنکن می شود.

بحث اینجا بحث «الگوسازی» است. می خواهم بگویم ما در این سه دهه چقدر تلاش کردیم الگوهای مناسبی به فرزندانمان معرفی کنیم، آنهم در زمانه ای که دنیای غرب با تمام امکانات و در اوج جذابیت الگوهای خود را به بهترینِ شیوه ها در اختیار جوان ایرانی قرار می دهد.

متاسفانه باید گفت وضع از این هم بدتر است، یعنی رسانه های ما الگو معرفی نکرده اند که هیچ، در معدود تلاشهایی هم که قصد چنین کاری را داشته اند به جای اینکه الگوی متناسب و همخوان با فرهنگ ایرانی-اسلامی ما معرفی کنند بیشتر در جهت منافع غرب عمل کرده اند. به معنای بهتر الگوی معرفی شده در رسانه ملی بیشتر همخوان است با معیارهای همان شخصیت های سریال ها و فیلم های غربی تا به فرهنگ و آئین خودمان.

برای بهتر روشن شدن موضوع مثالی می آورم: چند ماه قبل بود که سریال « شمس العماره»  از شبکه دو سیما پخش می شد سریالی که با هزینه تولید بالا و با جمع آوری تعداد زیادی از  بازیگران  طراز اول سینما و تلویزیون و با تبلیغات بسیار از هفته ها قبل از پخش، به عنوان یکی از مهمترین دستاوردها و تولیدات رسانه ملی در زمان ریاست ضرغامی به شمار می رفت، سریالی که با پخش یک شب در میان آن و تبلیغات بسیار نشانگر این موضوع بود که مسئولان رسانه ملی اصرار وصف ناشدنی ای برای دیده شدن آن توسط تمام مردم داشتند.

پخش سریال از همان آغاز با حاشیه ها و انتقادات زیادی همراه بود، روشنفکران هم فکر کارگردان سریال(سامان مقدم) آن را ستودند و صاحب نظران مذهبی تر و دلسوزان نظام انتقادات تندی را روانه صدا و سیما و سازندگان آن کردند. ولی هیچگاه مسئولان رسانه ی ملی و  اللخصوص ضرغامی به این سوال پاسخ ندادند که در کجایِ فرهنگ ایرانی-اسلامی ما یک دختر برای ازدواج با بیست پسر مختلف به مدت طولانی  به دوستی و گشت و گذار می پردازد و در نهایت هرکدام که خوشش آمد را انتخاب می کند؟ مسئولان صدا و سیما هیچگاه به این سوال پاسخ ندادند که در نشان دادن یک دخترالگوی  ایرانی در برنامه های خود آیا حیا را هم جزو ملاک های خود قرار می دهند یا خیر؟اگر ما هم در سریالهایمان روابط آزاد بین افراد را ترویج کنیم آنوقت چه فرقی است بین ما با شبکه ی فارسی وان و سریالهایش؟ مسئولان سیما هیچگاه به این سوال پاسخ ندادند که آیا برای هدف خوب ترویج فرهنگ ازدواج در یک سریال مجازیم تمام اعتقادات و آرمانها و خط قرمز های خود را زیر پا بگذاریم؟ آیا برای رسیدن به آن هدف مثبت، دادن این همه هزینه عقلانی است؟راستی چند درصد خانواده های ایرانی وضعیت مالی، روش زندگی و منش و کردارشان مانند خانواده سریال شمس العماره است؟

ب.سینما: در مورد سینما هم زیاد نیاز به توضیح نیست هرکسی که این اواخر یکی از فیلم های اکران را دیده باشد به عمق فاجعه به خوبی پی می برد.فقط می توان گفت در مورد وزارت ارشاد و حوزه ی سینما وضع از تلویزیون هم به مراتب بدتر است و مسئولان فرهنگی ما مخصوصا در دوره ی سکان داری اصلاح طلبان علاوه بر اینکه دغدغه فرهنگ مردم من جمله فرهنگ عفاف و حجاب را نداشتند، با یک برنامه قبلی در صدد تخریب هرچه بیشتر آن هم برآمدند. یعنی دست به دست بیگانگان بر نعش بی جان فرهنگ ایرانی تا توانستند تاختند که نتایجش را امروزه روز بهتر از هر زمان دیگری می توان درک کرد. البته از کوتاهی ها و ضعف های دولت های دیگر هم به همین سادگی نمی توان گذشت. شاید ذکر این نکته در اینجا مفید باشد که بیشترین انتقاد مقام معظم رهبری از تمام دولت ها در حوزه ی فرهنگ بوده است از زمان دولت سازندگی تا حتی دولت نهم که رهبر انقلاب با تمام تعریف و تمجید هایی که از دولت نهم داشتند ولی فرهنگ را در آن دولت مظلوم خواندند.

سوال سوم: آیا فقط صدا و سیما و وزارت ارشاد در ضعف های حوزه فرهنگ مقصرند؟

با هر نگاه و سلیقه ای که به حوزه ی فرهنگ نگاه کنیم قاعدتا جواب این سوال منفی است. چرا نباید مجلس را، شورای عالی انقلاب فرهنگی را، حوزه ی علمیه را، یا سازمان تبلیغات اسلامی را بیشتر از رسانه ملی و وزارت ارشاد در این وضعیت مقصر بدانیم؟ وظیفه ی مجلس مگر قانون گذاری نیست؟در این سه دهه چند قانون فرهنگی در مجلس تصویب شده؟علاوه بر این مجلس تنها ارگانی است که می تواند بر تمام دستگاه های دیگر در نظام نظارت کند ولی در این 30 ساله چقدر بر صدا و سیما یا وزارت ارشاد نظارت داشته است؟ کمیسیون فرهنگی مجلس چند بار تا به حال وزیر فرهنگ را مورد سوال قرار داده است؟

شورای عالی انقلاب فرهنگی به جز وظیفه سیاست گذاری چه مسئولیت دیگری دارد، آیا به این وظیفه اش عمل کرده است؟اصلا شورای عالی انقلاب فرهنگی چه خروجی موثری برای فرهنگ این مملکت داشته است؟یا سازمان تبلیغات اسلامی آیا هیچ وظیفه ای در حوزه ی فرهنگ ندارد؟

مقام معظم رهبری سال 85 در جمع کارگردانان سینما می فرمایند: آیا در زمینه‏ى انعکاس آن معارف ارزشىِ اسلامى - که من معتقدم در سینماى ما نشان زیادى از آنها وجود ندارد - به آن سازنده‏ى فیلم، به آن کارگردان و حتّى به آن بازیگر، کارى انجام گرفته و منعکس نشده است؟! من به خودم نگاه مى‏کنم، به حوزه‏ى علمیه‏مان نگاه مى‏کنم و به دستگاههاى مدیریت فرهنگى‏مان نگاه مى‏کنم، مى‏بینم نه، ما در این زمینه کم‏کارى داشته‏ایم. بنابراین به قول معروف گفت:

 هر بلایى کز آسمان آید       گرچه بر دیگرى قضا باشد

به زمین نارسیده مى‏گویند      خانه‏ى انورى کجا باشد 

نمى‏شود رفت سراغ کارگردان و یقه‏ى او را گرفت که شما چرا؟ خوب، من یک مقدار وزارت ارشاد را، یک مقدار سازمان تبلیغات را، یک مقدار حوزه‏ى علمیه را، یک مقدار آن کسانى که صاحبان اندیشه‏ى دینى هستند، همین اندیشه‏هاى عرفانى، حکمت متعالیه و این چیزهایى که آقایان گفتید، اینها را مخاطب قرار مى‏دهم و مى‏گویم شما براى برخوردارى کشور از این هنر فاخر - که در این جمع هست - چه کرده‏اید؟ «شما» چه کرده‏اید؟ چنانچه در آن زمینه کارى انجام نگرفته باشد، من از یک کارگردان خیلى توقع نمى‏کنم. هنرمند بااستعدادِ ما که اثرش یا خالى است یا حداقل نسبت به این ارزشهاى مورد نظر ما خیلى پُربار نیست، از او توقع نمى‏کنم که چرا این اثر آن‏چنانى که من مى‏پسندم، نیست. بنابراین من نمى‏توانم قبول کنم که آماج این ناامنى، کارگردانهاى ما باشند و اگر چنین واقعیتى وجود داشته باشد، واقعیت نابحق و نابجایى است.

سوم- چیزی که مهم است این است که در این سه دهه انقدر ضعیف عمل کرده ایم که الان باید جهاد کنیم تا شاید وضع درست شود، در این ضعف فرهنگی هم تنها صدا و سیما و ارشاد مقصر نیستند مجلس و سازمان تبلیغات اسلامی و.... هم مقصرند در این اوضاع. 

مطلبی که مهمتر از همه است این است که نباید بگذاریم وضع از این بدتر شود یعنی برای حل معضل بدحجابی باید همه مثل یک جهادگر وارد میدان شوند، یعنی نباید دستگاهی مثل مجلس بنشیند و فکر کند این کار فرهنگی فقط مربوط به رسانه ملی است. وظیفه ی رسانه ها هم روشنگری و بصیرت بخشی است به مثابه یک جهادگر.

ومن ا... التوفیق

"


دریافت کد نوای مذهبی
دانلود این نوا